تبلیغات
Online User ایران تا اسلامی است ایران است

ایران تا اسلامی است ایران است
ایران شکست ناپذیر است
نویسندگان
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
نظر سنجی
چه قدر از مطالب وبلاگ برای شما مفید بود؟؟





لینک دوستان
پیوندهای روزانه
تهیه و تنظیم مطالب: منصور قدردانی در دوران جنگ تحمیلی و حماسه بزرگ هشت سال دفاع مقدس، انسانهای صدیق و ایثارگری بودندكه با حضوردر صحنه های نبرد، رشادتها آفریدند.مثال مشخص آن وجود شهدای گرانقدری است كه امروزه قامت معطرشان در گلزارهای شهداء آرمیده و زیارتگاه دوستداران حق و الهام بخش صاحبان بصیرت شده است. آنها رفتند تا ایمان بماند و بسیجی شهید محمد قدردانی پاریزی...تهیه و تنظیم مطالب: منصور قدردانی در دوران جنگ تحمیلی و حماسه بزرگ هشت سال دفاع مقدس، انسانهای صدیق و ایثارگری بودندكه با حضوردر صحنه های نبرد، رشادتها آفریدند.مثال مشخص آن وجود شهدای گرانقدری است كه امروزه قامت معطرشان در گلزارهای شهداء آرمیده و زیارتگاه دوستداران حق و الهام بخش صاحبان بصیرت شده است. آنها رفتند تا ایمان بماند و بسیجی شهید محمد قدردانی پاریزی- از سلسله این صاف دلان حماسه ساز بود واز بسیجیان بی نام و نشان كه بی تكلف در آسمان جنگ تابید و روشنائی دستهایش را هدیه آن سامان ستاره خیز كرد. شهید قدردانی، در دی ماه سال 1339 در بخش پاریز(از توابع شهرستان سیرجان) دیده به جهان گشود. دوران كودكی و نوجوانی را گذرانده و تحصیلات ابتدائی را در زادگاهش، پاریز آغاز كرد.بردباری و سخت كوشی عجیبی را در خود داشت. در عین حال بسیار سخت هوشیار می نمود. در دوران تحصیل خود، بر اثر هوش و استعداد زیادی كه داشت همیشه جزء دانش آموزان ممتاز بود.همزمان با تحصیل در دبیرستان وبعد از آن اوقات فراغت خود را صرف كارهای هنری می نمود كه در این مورد، آثار هنری و كارهای دستی جالب و هنرمندانه ای از خود به یادگار گذاشته است.تحصیلات خود را تا مرحله دیپلم در شهر سیرجان با موفقیت طی نمود. در كنار تحصیل، به كار و فعالیت نیز مشغول می شد و هیچ گاه از كاركردن دوری نمی كرد. پس از اخذ دیپلم به خدمت مقدس نظام (در نیروی هوائی بوشهر) اعزام گردید واز همانجا برای اولین بار، داوطلبانه عازم جبهه های دفاع مقدس شد و به كمك دیگر رزمندگان، مسئولیت پدافند هوائی و سایت موشكی منطقه را برعهده گرفت و پس از اتمام سربازی نیز چندین مرحله، با لباس رزم بسیجی به جبهه اعزام شد. تا آنجا كه بخاطر داریم وی هیچ گاه، حتی لحظه ای از یاد خدا غافل نبود.كلیه فرائض دینی و مذهبی را در هر شرایط و موقعیتی كه بود با خلوص نیت وتمام و كمال انجام می داد و از این بابت الگو بود. اوقات زیادی را صرف خواندن قرآن می كرد. به گفته یكی از همرزمانش در جبهه نیز با قرآن مانوس بود و همیشه قرآن كوچكی را همراه داشت و از هر فرصتی برای قرائت قرآن استفاده می كرد. آری از حجاب خود گذشت تا به حقیقت، قرآن عزیز را دریافت و با عمل خود، فرامین نورانی این كتاب آسمانی را گردن نهاد. از آثار عشق به قرآن، حضور او در دلهاست. آنگاه كه انسان با قرآن همنشین باشد، قرآن نیز او را به هدایت، رهنمون می شود.آنچنان با قرآن انس و الفت پیدا كرده بود كه جان بر سر این محبت نهاد و عشق و ارادتش را به قرآن و اهل بیت(ع) به اثبات رساند. پس از قرآن، همواره از رهنمود های كلام علی(ع) در نهج البلاغه، در طرز رفتار و كارهایش الهام می گرفت. اوقات زیادی را صرف مطالعه انواع كتب می كرد. ذوق و سلیقه سرشاری نیز در زمینه ادبی داشت و از طرفی شخصیت معنوی و روح خداجوئی او را در كلیه نوشته ها و یادداشتهایش بوضوح می توان دید.او جوانی محجوب، متین، صبور واز ادبی فوق العاده برخوردار بود و خضوع وفروتنی در رفتار و گفتارش در كمال مشاهده می شد. رفتار و كلامش به قدری اثر بخش و جاذبه دار بود كه هر فردی را كه با او برخورد داشت، مجذوب خود می ساخت. امكان نداشت با فردی صمیمانه برخورد كند و او را مجذوب خود نسازد،كه انگار سالها با هم دوست و آشنا بوده اند. سكوت و آرامش روح از صفات ویژه اش بود. در امور زندگی جاری، تصمیماتی كه می گرفت، بسیار آگاهانه بود. رفتارش نسبت به پدر و مادر بگونه ای بود كه شاید بتوان گفت بی نظیر بود و سابقه نداشت كه كوچكترین نا فرمانی از وی نسبت به پدر و مادر سر زده باشد و احساس به والدین در راس امورش قرار داشت و تمام تلاشش را برای جلب رضایت آنها به كار می گرفت. حتی زمانی كه در مناطق جنگی بود، با ارسال نامه به برادرانش چنین توصیه می كند:« ...و شما برادرانم، وجودتان در خانه باید طوری باشدكه پدر و مادر هیچ احساس نكنند كه یكی از افراد در جمع خانواده نبوده و از خانه دور است.رفتار و كردار شما باعث می شود كه كمتر رنج داشته باشند.پس،از شما می خواهم كه از خدا بخواهید افرادی باشید كه هم برای اسلام و مسلمین و هم برای خانواده خود نمونه باشید و خدای نكرده كاری نكنید كه پدر و مادر دلشان از شما بگیرد كه انگار باعث نا فرمانی خدا شده اید.» رفتارش نسبت به خواهر و برادران و كلیه اقوام به قدری انسانی و خوب بود كه همه او را دوست می داشتند و از وی بعنوان چهره ای محبوب و مورد احترام یاد می كردند.فداكاری و ایثارش برای دیگران به حدّی بود كه باعث شرمساری آنها می گردید هیچ گاه انجام كارهای مربوط به خود را در صورتی كه از عهده خودش بر می آمد به سایر اعضای خانواده واگذار نمی كرد. در جلسات مذهبی اعم از دعای كمیل و و دعای توسل با شوق زیادی شركت می جست و با خلوص نیت دعا می خواند و سایر اعضاء خانواده را به این گونه امور معنوی دعوت می كرد. به هنگام دعا، صفا و حالت روحانی خاصی داشت كه برای نمونه دفتر مناجاتنامه ای از او به یادگار مانده كه خلوص نیت و روح عارفانه اش در آن موج زده و نمایان است. بخصوص آن قسمت از مناجاتش كه برای شهادت خود نوشته و عجیب آنكه درست مطابق همان دعایش، شهادت نصیبش شد و برایش پیش آمد. اگر در مجلسی، فردی شروع به غیبت و تهمت به دیگران می نمود، سعی می كرد با ملایمت او را از این كار باز دارد.هنگامی كه به خدمت مقدس سربازی، در نیروی هوائی اعزام شده بود، داوطلبانه برای اولین بار به صحنه های دفاع مقدس اعزام گردید و همان برخورد اول او را چنان مجذوب ایثار،اخلاص و فداكاری رزمندگان اسلام كرده بود كه دیگر سخت بود از لشكر اسلام جدا شود. در همین مرحله بود كه به دوستانش گفته بود كه خیلی از واقعیتها برایم آشكار شد و در اینجا بود كه شایسته ترین درودهای خود را نثار سلحشوران اسلام كرد و قهرمانیهای آنان را بخاطر بوجود آوردن حماسه های بزرگشان ستود و به گفته همرزمانش هرگز بعد از آن بدون وضو قدم بر خاك آن مكان نمی گذاشت. چرا كه اعتقاد داشت آن خاك به خون پاك شهیدی آغشته است.تا بدانجا كه قطعه ای از گل وخاك آن زمین مطهر را بصورت مهر نماز در آورده و پیشانی عبودیت و اخلاص خود را بر آن گذاشته و نماز بر جای می آورد كه هنوز هم این مهر نماز از او به یادگار مانده است. در همان اعزام اول بود كه با یاری همسنگرانش توانست در عملیات رمضان به كمك رزمندگان پدافند هوائی چندین فروند هواپیمای جنگی دشمن را سرنگون سازد. پس از اتمام خدمت سربازی، این بار با لباس مقدس بسیجی بصورت داوطلبانه عازم صحنه های نبرد لشكریان اسلام گردید. او با آنكه در جائی استخدام شده بود، با این حال هیچ گاه از حضور داوطلبانه در جبهه غافل نماند و همواره در جبهه یا به فكر جبهه بود. در محیط كار علاوه بر كار خاص خود، مسئولیت سواد آموزی افراد بیسواد یا كم سواد را نیز بر عهده داشت و در این مورد توانست چندین نفر را آموزش داده و آنها را در برخورداری از نعمت خواندن و نوشتن یاری دهد. بطور كلی كمك به همنوعان را وظیفه انسانی خود می دانست. از دیگر خصوصیات شهید، علاقه ایشان به ورزش كوهنوردی و سیر و تفكر در طبیعت بود كه معمولا در برنامه كوهنوردی دوستانش شركت می كرد و به آرامش و نشاط روحی و روانی خاصی دست می یافت. از حمله كینه توزانه دشمن به سرزمین اسلامی ایران و به خاك و خون كشیده شدن مردان، زنان، كودكان و انسانهای بی گناه و ... در شهرهای مرزی و سایر نقاط، روح لطیفش آزرده می گردد، نمی تواند تحمل كند. لذا ماندن را صلاح نمی داند و عشق به جهاد در راه خدا او را به وادی نبرد با دشمنان خدا و كشورش می كشاند و او چه خوب و شرافتمندانه به این هدف بزرگ نائل می شود و از نزدیك ترین راه (شهادت)، به سوی معبودش می شتابد. این كار را چه مشتاقانه انجام داد و چه خوب به سعادت ابدی دست یافت و براستی كه خداوند چه ماهرانه گلچین می كند و ما خاكیان را قابل چنین سرمایه هائی چون محمد و سایر شهداء نمی داند. سر انجام شهید محمد قدردانی پاریزی، پس از عمری نمونه زیستن، برای چندمین نوبت، همراه با سپاهیان یكصد هزار نفری محمد(ص)، در نهم آذرماه 1365، عازم میادین نبرد حق علیه باطل شد و سرانجام در عملیات غرور آفرین كربلای 5، در منطقه شلمچه و با یاد بانوی بزرگوار اسلام،با رمز یا زهرا(ع) و پس از جانفشانی ها و ایثارهای فراوان، آنگونه كه از خدای خویش خواسته بود، به درجه رفیع شهادت نائل و به قول خودش از دانشگاه جبهه سربلند و سرافراز بیرون آمد. حماسه آفرینی او در زمان شهادتش، زبانزد همه كسانی است كه در این نبرد پیروز، شاهد رزم آوری او بودند. او برای نوشیدن شهد شهادت و لقای پروردگار خود، پا به میدان جنگ گذاشته بود. در میان آتش و شلیك گلوله های توپ، تانك و خمپاره های دشمن، چنان حماسه عظیمی به جای گذاشت كه تنها از پرورش یافتگان مكتب عاشورای امام حسین (ع) انتظار می رود. می بایست بماند تا او شهادت را انتخاب نموده و مرگش مانند زندگیش افتخار آفرین باشد و آنگونه به استقبال شهادت رفت و آن را انتخاب كرد كه خود خواسته بود: «دوست دارم در آخرین لحظات عمرم ندای الله اكبر بر زبانم باشد. دوست دارم كه بدنم سوراخ سوراخ و قطعه قطعه شود و در آخرین لحظات زندگیم آنقدر درد بكشم، آنقدر خدایم را طلب كنم و آنقدرمهدی یا زهرا (ع) را صدا بزنم كه خدای من،معبود من، آنكه جانم در دست قدرت لایزال اوست، ذره ای از گناهانم را بیامرزد،چون مجاهدانی كه مال و جان و هستی خویش را در راه خدا ایثار می كنند. این از همه چیز گذشتن بخاطر خداست. مفهوم حقیقی ایثار...» عاقبت خون پاك او امضاء وتایید همه گفته هایش بود،شهادت پایان زیبائی بود كه از آغاز از خدایش طلب كرده بود و شهادت، پاداش سعادتمندانه ای برای آن زندگی فرشته گونه بود. او درس شهادت را از پیكر خونین آموزگار شهادت، سالار شهیدان كربلا، حضرت اباعبداالله (ع) آموخته بود. آری، حیاتی آن گونه پر بار و پر بركت، پاداشی این چنین زیبا وبیكران خواهد داشت و شهادتش همان شد كه از خدا طلب كرده بود و در مساكن طیبه و جایگاه رفیع راضیه مرضیه مأوا گرفت و روز چهارم بهمن ماه سال 1365 را در اوج عملیات پیروزمند كربلای 5 (منطقه شلمچه) روز شهادت خود ثبت وبه شربت شهادت سیراب وبا پیكری سرخ از خون دل، به دیدار جانان شتافت تا درس عشق وفداكاری، جهاد و شهادت را به همه ما بیاموزد. شكوه مراسم تشییع پیكر پاك شهید فراموش نشدنی است. همه دوستان، یاران، همرزمان، همكاران وكلیه همشهریان برای وداع با او در مراسم تشییع گرد آمده بودند و عروج ملكوتی این شهید بزرگوار را عظمتی دو چندان بخشیدند. رمز حماسه شجاعت او اتصال به منبع لایزال كلام الهی، یعنی قرآن، و دوستی و مؤدت ائمه معصومین (ع) بود. او با ما و در میان ماست، چون صدای قرآن و مناجات عارفانه اش در گوش هاست. باشدتا با ادامه راهش، یادش را گرامی بداریم و آرمانهای بلندش را محقق سازیم. روحش شاد، یادش جاودان و راهش پُر رهرو باد. وصیت نامه شهید محمد قدردانی پاریزی بسم الله الرحمن الرحیم فوق كل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر مافوق هر نیكی، نیكی دیگری است، جز كشته شدن در راه خدا كه بالاتر از آن نیكی نیست. رسول اكرم(ص) همانا جهاد دری از درهای بهشت است كه خداوند آن را به روی دوستان خود گشوده است. جهاد لباس پرهیزكاری، و زره و سپر محكم خداست.كسی كه از جهاد روگردان باشد و آن را ترك كند، خداوند پوشاك مذّلت و بلا بر وی می پوشاند و حقیر و خوار می شود. به خردی دچار می گردد و بواسطه تضییع جهاد، حق از او فاصله می گیرد و به ذلّت می افتد وبا او به عدالت و انصاف رفتار نمی شود. با سلام بر امام زمان (عج) و نایب بر حقش، امام خمینی، ابراهیم زمان وحسین دوران. سلام بر عاشورا و شهیدان روزهای عاشورای حسینی تا كربلای ایران. دنیای شهادت، چه دنیای بیكرانی است كه دل عاشقان الله را به هیجان می آورد وآنان را در صراط مستقیم استوارتر می كند. دشمنان از هر سو به انقلاب اسلامی هجوم می آورند و به جنایات خویش اضافه می كنند ولی جوانان، عاشقان الله با قامتی استوار در زیر پرچم اسلام از این اسلام دفاع می كنند. من نیز لازم دانستم از انقلاب (اسلام) پاسداری كرده و در عاشورائی از عاشوراهای تاریخ به آرزوی دیرینه خود(شهادت) برسم. در این لحظه ملكوتی كه این وصیت نامه را می نویسم دلم مالامال از عشق به الله است و ندای درونیم گواهی به رهائیم می دهد خدایم شاهد است كه از خوشحالی در پوست نمی گنجم. پیام من به پدر و مادر عزیزم این است هر چند كه من در این مدت كوتاه عمرم فرزند لایقی برای شماها نبودم و نتوانستم وظایفم را نسبت به شما به نحو احسن آنطوری كه مورد رضایت خدا و شما باشد انجام دهم و با این حال بعد از مرگم راضی نیستم كسی ناله كند. ولی اگر خواستید و در توانتان بود به مدت هفت روز كوچه شهیدان دیارمان را چراغانی كنید. مهمتر اینكه اگر مایلید برایم نماز بخوانید و روزه بگیرید. اگر چه بنده تا آنجا كه توانسته ام از این دستورات الهیكوتاهی ننموده ام اما به هر صورت دستم را به جانب شما بزرگواران دراز می كنم زیرا آتش دوزخ بس الیم است. پدر و مادرم: امید است كه با صبر جلیل بر تمام مشكلات پیروز شوید زیرا «انالله واناالیه راجعون»-«ما از آن خدائیم و به سوی او باز می گردیم» و ماامانت هائی هستیم كه خدا به شما داده و هر وقت اراده كند این امانتها را از شما می گیرد پس این دیگر ناراحتی ندارد. اگر اینكه من سعادت داشتم و با پیروزی از امتحانات نهائی از این دانشگاه بزرگ تحصیلاتم را به پایان رساندم شما افتخار كنید كه چنین فرزندی را در دامن پاكتان پرورش داده اید و بعد از مدتی آن را تقدیم خدا و اسلام نمودید.همیشه خدا را شكر كنید و از او صبر و متانت و بردباری بخواهید زیرا خداوند در قرآن وعده داده است:«یا ایها الذین امنو استعینوا بالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرین.- ای كسانی كه به خدا ایمان آورده اید، یاری جوئید به صبر و نماز، بدرستی كه خدا با صابران است.» اینك وصیت نامه ام را در چند جمله خلاصه می كنم: 1. حرفم فقط خدا بوده و جز به خدا به چیز دیگری نمی اندیشم. 2. از شما می خواهم كه از امام و رهبر كبیرمان، خمینی عزیز، این قلب تپنده مستضعفان جهان پیروی كنید و پیامش را همیشه آویزه گوشتان كنید و به آن عمل نمائید. والسلام محمدقدردانی پاریزی گزیده ای از دفتر مناجات نامه شهید محمّد قدردانی پاریزی بسم الله الرحمن الرحیم قسمت (1) دوست دارم كه در آخرین لحظات عمرم ندای الله اكبر بر زبانم باشد. دوست دارم كه بدنم سوراخ سوراخ و قطعه قطعه شود و در آخرین لحظات زندگیم آنقدر درد بكشم، آنقدر خدایم را طلب كنم و آنقدر مهدی یا زهرا (ع) را صدا بزنم كه خدای من- معبود من، آنكه جانم در ید قدرت لایزال اوست، ذره ای از گناهانم را بیامرزد. دوست دارم پس از آن جسدم بسوزد، خاكستر شود و بر باد رود چون عشق به گفته منصور حلّاج چیزی غیر از مردن، سوختن و خاكستر شدن و بر باد رفتن نیست. قسمت (2) مادرم: تا آخرین لحظه حیاتم فراموشت نخواهم كرد. آن لحظه ای كه گفتی باز هم به جبهه خواهی رفت؟ و آنگاه كه من گفتم آری، چون مجاهدانی كه مال و جان و هستی خویش را در راه خدا ایثار می كنند، فرمودیدكه« برو خدا پشت و پناهت.» مادر این بزرگترین و بهترین كلام بود. این، از همه چیز گذشتن به خاطر خداست. مفهوم حقیقی ایثار ... پدر گرامی ام،بشارت می دهم كه صبر و مقاومت شما كه همیشه آن را تقدیر كرده ام، موجب رضای خداست. شما با مال و جانتان در راه خدا جهاد می كنید و خدا كالای مؤمنانی چون شما را به بهای بهشت خریدار است. قسمت (3) آه نمی دانم چگونه وصف كنم، چگونه بر كاغذ آورم آنچه را كه نوشتنی نیست، گفتنی نیست، لمس كردنی نیست، با چشم ظاهر دیدنی نیست.چشم دل می خواهد و آن نه هر دلی بلكه قلبی عاشق و سوخته، قلبی كه لبریز از عشق به خالق است، قلبی كه با خوف از خدا می تپد. آن بدن سوخته را حس می كندكه حركاتش بخاطر خداست. و نیمه های شب در خلوت عشق در كنج مسجد ویا در خلوت صحرای نبرد در تاریكی سنگر جهاد به دور از چشم دیگران از رعب خدا بر می خیزد و بر خود نهیب می زند در حالی كه اشكهایش از دیده بر دامان جاری است، نغمه پر شور «الهی العفو» سر می دهد. قسمت (4) مادر عزیزم همیشه به یادت بوده ام. همه شب آنگاه كه دعای توسل می خواندیم و یا در هنگام خواندن دعای كمیل و یا در مجلس دعای ندبه تو با آن چهره نورانی ات در پیش چشمانم مجسم بودی و آنگاه آرزو كردم تا شهید شوم و تو نیز چون هزاران هزار مادر داغدیده دیگر از سعادت فرزندت به خود ببالی و در قیامت نزد دختر پیامبر اكرم فاطمه زهرا (س) رو سپید باشی. همیشه دوست داشتم كه خودم تو را به كربلا ببرم تا مرقد مطهر سرور شهیدان عالم را زیارت كنی اما ناگهان بر خود نهیب می زنم كه رسیدن به حرم حسین ابن علی (ع) خون سرخ می خواهد و خون من اگر بخواهد و لایق آن باشم، باید ریخته شود تا مادرم با مادر هزاران شهید دیگر از كنار لاله های سرخی كه از خون جوانانمان دمیده است با افتخار به كربلا بروند و قبر مولایشان حسین (ع) را در آغوش كشند. قسمت (5) «خدایا، مرا توان آن ده كه خود را بشناسم و آنگاه در راه خودسازی قدم بردارم...» دستم می لرزد و آتشی گدازنده قلبم را در هم می فشرد – بغضی سخت گلویم را گرفته و سیل اشك مجال جاری شدن می خواهد. خدایا: ره توشه ای ندارم و كوله بارم تهی... بار دیگر راهنمایم باش تا راه سعادت را بیابم و آن چنان باشم كه تو می خواهی ای معبود من. «آمین» «من احساس می كنم كه خود را رودی سپرده ام كه مرا می برد و در طی راه زنگهای مرا صیقل میدهد.» عجیب است حال انسانهائی كه می دانند می میرند و در پای میز محاكمه به بند كشیده خواهند شد؛ امّا بازنشسته اند و دست بر روی دست، می خورند و می خندند و آسوده و بی خیال می خوابند، چه عجیب است داستان آدمی كه می داند بعد از مرگ او را بازخواست می كنند، اما بی خیال در یك زندگی آسوده روز را به معصیت می گذراند و شب آسوده، همراه شیفتگان رؤیاها بخواب می رود... ...برادرم... ما را فراری از مرگ نیست و با مردن نیز فراری از حكم خدا نیست. خوشا به حال آنانكه زندگیشان برای خداست، مرگشان در راه خدا، خوشا به حال آنانكه جز راه خدا راهی ندارند جز ذكر خدا یادی... خویشتن را دریابید به لحظه وداع كه در آن لحظه مرگ، زندگی چیزی جز افسوس نیست. به هنگام مردن، از مرگ فراری نیست.خدائی زندگی كنید. چنان باشید كه به قول امام علی (ع) برای هر لحظه مردن آماده باشید.


طبقه بندی: شهیدان،
[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ علی شکرانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
سایت مراجع تقلید

 آیت الله سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جواد تبریزی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله محمد تقی بهجت (رحمة الله علیه‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله نوری همدانی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله  سید صادق شیرازی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله لطف الله صافی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله ناصر مکارم شیرازی (مد ظله العالی‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله علیه)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله سید علی سیستانی (مد ظله العالی)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله وحید خراسانی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جوادی آملی (مد ظله العالی ‌)
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 آیت الله جعفر سبحانی (مد ظله العالی)

جهت دریافت كد لوگوی مراجع كلیك كنید
-->

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس